أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
539
قانون ( فارسى )
علاج بايد طبيب انگشت وسطى دست را در مقعد بيمار فرو كند ، تا به جايى برمىخورد كه دنبالچهء لغزيده در آن است . و با دست ديگر از بالا مواظب استخوان دنبالچه باشد كه درست بر جاى طبيعى خود بايستد آنگاه از پايين يعنى با انگشتى كه در داخل مقعد است با قوت تمام دنبالچه را هول دهد كه جا بيايد و آنگاه دارو بر آن بگذارد و ببندد . تا ممكن است بيمار كمتر غذا بخورد كه مدفوعش كمتر باشد . و چيزهايى بخورد كه سبب لينت مزاج مىشوند . فصل دوازدهم دررفتگى بند سرين گاهى بر ران همان آيد كه بر بند استخوان بالائى بازو مىآيد . يعنى استخوان بند ران به سوى پايين در مىرود ، و ران سست و فروهشته مىشود . اگر استخوان بند ران از جا دررود ، انسان نمىتواند پا را چه در جاى دررفتن و چه در نزديك زانو به آسانى دراز كند ؛ بلكه اطراف زانوها را به زحمت بيشتر مىتواند حركت دهد . ممكن است دررفتن بند ران به سوى داخل يا به سوى خارج باشد . امّا اكثرا به سوى خارج مىلغزد و درمىرود و دررفتن به سوى داخل كم اتفاق مىافتد . و گاهگاهى رخ مىدهد كه به سوى جلو يا به سوى عقب نيز دررود . سببهاى همهء اين حالات مشابهند . اگر زن هنگام بچه آوردن كارش به دشوارى كشد ، به زحمت بيرون كشيدن جنين از شكم مادر با دررفتن بند ران روبرو مىشود . آن پاى كوتاهتر از حد طبيعى مىشود ، ساق باريك و ناتوان مىشود و از برداشتن بدن عاجز مىماند و نيرو نمىگيرد . نشانيهاى دررفتگى ران اگر بند استخوان ران دررود و لغزش به سوى داخل باشد ، نشانيهاى ويژهاى دارد كه از اين قرارند : 1 - پاى آسيبديده از پاى سالم و آسيب نديده درازتر ديده مىشود . 2 - زانوى پاى آسيبديده برجستهتر از زانوى پاى سالم و درست مىنمايد . 3 - بيمار نمىتواند نزديك بيخ ران را برهم آورد و دولا كند . 4 - بيخ ران آسيبديده باد كرده و آماسيده ديده مىشود ؛ زيرا سر استخوان بند سرين بدانجا خزيده است . اگر دررفتگى و لغزش به سوى خارج باشد نشانيهايش از اين قرارند : 1 - پاى آسيبديده از پاى سالم كوتاهتر مىشود . 2 - در بيخ ران گودى ديده مىشود و در برابر آن بر خلاف جهت گودشده برجستگى غير طبيعى